سال ها گذشت ما به هم نرسیدیم جای تو اما، مردی همراه من است به تو شباهتی ندارد از تو بهتر نیست حتی زیباتر ...
تنها بخاطر لجاجتم کار به اینجا رسید، اما، وقتی دست هایش را باز میکند بی اختیار مثل همیشه تو را صدا میزنم... و او میخندد با اشتیاق میپرسد: رابطه ی بین دستهایش و پسرمان چیست؟! و من هر بار میمیرم..